گريه نکن شده شب دوباره من می شینم لب پنجره اساتید ریکوردز ( فلاكت ) هوهو
مثه شمع گریه نکن
دی جی اندیش
تو با من حروم میشی
مصطفی خوریانی
چه جوری بهت بگم
حمید منفی
تو با من حروم میشی
شاهین فلاکت
علی آخرت
دیگه چشماشو بست و رفت و ندید گونه های منو
که با اشک می بستم کوله بار غمو
دیگه مهم نیست بری بیرون با هر کس
تو که نیستی قرصای آرام بخش هست
که حال منو آروم نگه داره شبا
چرا حالمو می پرسی مگه فرق داره برات؟
که به آخر خط برسه روز های قشنگ
زنده بمونم یا بره زیر خاک تن لشم
سخته باورش تو رو نمی بینم اصلا
بی تو روز به روز دارم عصبی تر میشم از قبل
آره این بدبیاریه خدا بده باهام
چرا با همه درگیرم حتی ننه بابام؟
که منه احمق نفهمیدم پشت خطیات
مامان و بابات نیستن که پشت هم میان (!)
و هر بار گفتم صبرم داره بند میاد
خندیدی و گفتی برو بابا کج خیال
مثه شمع گریه نکن اینقده ساده نسوز
دیر و زود داره ولی من باید برم یه روز
اینجوری گریه نکن داری آب میشی عزیز
اینه سرنوشتمون اشکاتو هدر نریز
اینقده بونه نگیر منو دیوونه نکن
اما درد و غصه رو مهمون خونه نکن
چه جوری بهت بگم قصمون تموم شده
به خدا قسم دلت پای من حروم شده
مثه دیشب پریشب و پس پریشب باز بدجوری کلافم
یه ساعتی هستش من زیر ملافم
وول می خورم ولی پلکای من روی هم نمیرن چرا
تلفن خونه صدا بوق اشغال میده گوشی همراتم انگار خاموشه ای وای
باشه توام برو اینجا نمون
مثه بقیه نمون توام اینجا پلوم
مثه هر کی که دید ولی ندیده گرفت منو
بی اعتنا رد شد و اینجا نسوخت
ولی .... تصویر چهرت از توی ذهنم و
فک نمی کردم ندیدن چهره ی مظلومت انقد
سریع تن منو کنه فرسوده
چرا دردو از هر طرف دردو از هر طرف می نویسم همونه
مثه شمع گریه نکن اینقده ساده نسوز
دیر و زود داره ولی من باید برم یه روز
اینجوری گریه نکن داری آب میشی عزیز
اینه سرنوشتمون اشکاتو هدر نریز
اینقده بونه نگیر منو دیوونه نکن
اما درد و غصه رو مهمون خونه نکن
چه جوری بهت بگم قصمون تموم شده
به خدا قسم دلت پای من حروم شده
تو زمین می خوری مثه روز روشنه
تو روت میگم حرفی نباشه پشت سرت
آخه تو چشای من می زدی حرف از عشق
که بعد با دوست پسرت بری گردش !؟
نگو من بدم همه بدی از توهه
چون منم نباشم رفیقات هستن دورت
که جای منو پر کنن واسه توی احمق
همه ی اینا بهونه بود که بگیرنت از من
حالا حال من خرابه چرا نیستی دیگه پس !؟
حرفای عاشقونت بی من مال یکی دیگس !؟
منم بی تو تنهام
می باره غمو چیزی واسه باختن نیست و ناامیده فردام
آره وقتی نیستی فقط دود سیگاره
که تو نبودت پیش منه و یکمی آرومته (!)
ته سیگارامم پر کردن جای خالیتو
منم تو فکر این که کجا الان با کیایی تو !؟
گلناز ديگه رفته
پس دوباره داد می زنم من از ته حنجره
خواهر من باور من نیستش دیگه
که گلناز کنار ما نیستش دیگه
ازم می گیری سراغ گلناز رو باز
میگی داداش بگو گلناز کجاست؟
گفتم ازم نگیر دیگه سراغشو میشه
چون که بی معرفت نمی گیره سراغتو دیگه
می خوام حالا تو رو من به سه ساله پیش ببرمت
قبله این که داداشتو صدا کنن یه عمله
تو بغله اون همیشه می خوابیدی شب
خیلی شاد بودی تو بغلش می خوابیدی نه؟
ببین دیگه اون از کنار ما رفته پس
دست کم دیگه منم مرد غم
آره بارض حادثه شده باعث نالة من و
حادثه فاصله بوده شد باعث نالة شب
خواهر من گلناز دیگه رفته
گریة شب توی خواب دیگه بسه
انقد سوال نکن عشقم گلناز کجاست؟
اون الان اون بالاها پیش ستاره هاست
همیشه تو ذهنم به یه خاطرة بد
ببین با رفتنش به قلب من یه صاعقه زد
بیا دیگه من و تو اونو به فراموشی بسپاریم
با اینکه من و تو خیلی خب علاقه بش داریم
همیشه حرف می زنه با من تو قاب عکس
ببین بیشتر شبا میادش اون تو خواب من
به من لبخند می زنه اون با یه لباس سفید
بیا دیگه درد و دلو ما به ستاره بگیم
تموم خوشی هامو گذاشتم پشت هوس
چند سالیو سر کردم کنج قفس
زندگی بدون گلناز تاریک و تلخه
جایی که اون توش نباشه واسه من باریک و بسته
خواهر من گلناز دیگه رفته
گریة شب توی خواب دیگه بسه
انقد سوال نکن عشقم گلناز کجاست؟
اون الان اون بالاها پیش ستاره هاست
من تو رو می خوام
ممحمد رضا اسدی
ضضحاک
فففلاکت
آره عزیزم من تو رو می خوام
تو منتظرم بمون تا بیام
تا اون دستام بگیرن تو رو
تا اون چشمام ببینن تو رو
من کنارتم از پیشم نرو
چشم به راهتم پس بی من نرو
تو بی همتایی توی زیبایی دختر
اگه یادت باشه اینو قبلنم بت گفتم
منو با غریبه کسی ندیده عمرا
چون همیشه با توام و بی تو من مردم
ای کاش ، ای کاش
یه پرنده شم شبونه
بکشم پر به خیالت
برسم به لونه ی تو
بگیرم سر زیر بالت
زندگیم رنگ خدا بود
اگه تنها تو رو داشتم
اگه می شد واسه گریه
روی شونت سر می ذاشتم
اگه شرم من
خب شرمندم
از عشقت
عقلم از کف رفت
ولی از دست رفت
چون از قصد دست
گذاشت تو دستات
چون نمی خواد تا زنده هست
ببینه اشکات
من کنارتم عزیزم
تا صبح شه شبهات
تو می گیرم تو بغلم تا
خشک شه دستات
من فک نمی کنم
حتی یه لحظه
با نگاه یه هرزه
من دلم بلرزه
چون الان من فقط تو رو دارم
دیگه نمیره با غریبه سر و کارم
تنها دلخوشیم تویی عزیز من
اگه بری ضحاک میشه اسیر غم
یه پرنده شم شبونه
بکشم پر به خیالت
برسم به لونه ی تو
بگیرم سر زیر بالت
زندگیم رنگ خدا بود
اگه تنها تو رو داشتم
اگه می شد واسه گریه
روی شونت سر می ذاشتم
ببین وقتی که من میشم عصبی بیشتر
میام به تو می زنم من الکی نیشخند
اگه شاهین سر قرار الکی دیر کرد
بدون که تو ترافیکه الکی جیغ
پس نزن تو سر من
فقط من تک پرم
عشق تو نمیفته اصلنم از سرم
چشاتو که می بینم دیوونم میشم من
ببین شاهین فقط با تو می مونه بی شک پس
نامزدم رفت دیگه کسیو نداشتم
وقتی که تو رو دیدم فقط تو رو خواستم
قسم که خوردم من پات وایستم
دوست دارم با صدای تو از خواب پا شم
فقط می ترسم بری تو از دستم
د بری تو حتما می میرم من از غم
اسم تو لیلیه پس منم مجنونم
واسة تو حاضرم بگذرم از جونم
یه پرنده شم شبونه
بکشم پر به خیالت
برسم به لونه ی تو
بگیرم سر زیر بالت
زندگیم رنگ خدا بود
اگه تنها تو رو داشتم
اگه می شد واسه گریه
روی شونت سر می ذاشتم
آره عزیزم من تو رو می خوام
تو منتظرم بمون تا بیام
تا اون دستام بگیرن تو رو
تا اون چشمام ببینن تو رو
تو بهتری از عشق قبلی
عسل پیشم بمون حیفه شمعی
يک سال گذشت
هه هه
الان یک ساله گذشته و تو رفتی به خواب
ولی هنوز دارم بهت فکر می کنم
واقعا چرا؟
چرا هنوز دارم بهت فکر می کنم
من امشــب فکــر میکــنـم که دیگــه میمیرم
واسه اینکه تو رو من از دست دادم
بازم میگم پشیمونم از رفتارم
واسه اینکه تو رو عذاب از قصد دادم
اين چشماي من مي باره هر وقت يادم
مياد اون شبا كه بوديم هر شب با هم
قلب منو راحت کردی سرقت بازم
خاطراتو ورق بزن امشب با من
یه ساله که تن پاکت زیر خاکه بشین ببین
می سازم باز شب ناله من ساده ببین
شبا فریاد می زنم منه ساکت سر خاکت
اونا منو می بیننو میگن اين چه بده حالش
خیلی بده حالم
یعنی باید باور کنم دیگه تو رو نمی بینم؟
تا وقتی که من بمیرم دست تو رو نمی گیرم؟
نه نه تو رو نمی بینم
پر زدی تو به آسمون ولی هنوز به یادتم
ناراحتم چون می بینم دیگه نیستی کنار من
کابوس تو نميذاره دیگه شاهين بخوابه شب
دیگه بیدار هستم من همه شبا
دیگه بیمار شدم و حالا همه منو
یه دیوونه صدا زدن که می تونه هزار شبم برای بنویسه
بخوادش تا بره پیش خدايی که خب پیشته
رقص من و تو هست مثل رقص برگای زرد
دلم تنگه برا دعوای شب توی هوای سرد
یادگاری گذاشتی تو برای من حرفای بد
شباي من براي من شعرای منو
به تو فکر کردن ببین منو مریضم کرد
من همیشه مریضتم بدون عزیزم پس
من دقیقا تو رو الان یه ساله که ندیدم و
پس دقیقا من علنا یه ساله که مریضم
هنوز که هنوزه من تو رو خیلی دوست دارم
آرزومه ببينمت تو رو کنم بوس بازم
رفتن تو خیلی منو سوزوند پس
گلناز همه عکساتو سوزوندم
بگو یادته که بودیم لب ساحل دریا
با هم صحبت می کردیم ما راجع به فردا
فقط تو بودی که بودی ناظر اشكام
کنار هم می خوابیدیم تا بشه فردا
یادت میاد گفتم بعد تو نمیرم با کسی
واسه مني تو تا هميشه
ولی حالا با غریبه رفتم من
نشد تنهایی و من طاقت کنم
حالا باید تو رم فراموش کنم تا خودمو راحت کنم
رقص من و تو هست مثل رقص برگای زرد
دلم تنگه برا دعوای شب توی هوای سرد
یادگاری گذاشتی تو برای من حرفای بد
شباي من براي من شعرای منو
يه پسر ده ساله
يه پسر ده ساله كه گوشه اتاقشه و نشسته و ناراحته تو فكر خدا شه كه اون
مي پرسه از خداش : خدا آخه چرا ، رنگ شادي رو من نديدم حتي يه بار ؟
ببين از تنهايي يه بچه گربه شده بودم دم چاهي كه جز اون همه ميكردنش مسخره
همبازياش اونو دست مينداختن ديگه شده بودش يه پسرك شب زده
ببين بچه هاي ملعونو بازي نمي دادن چون اونا با يه پسر لوس و ننر نمي سازن
اونو صدا ميكردن يه احمق ابله كه هر دفعه ، از سر حرف بچه هاي محل
مي شكست و بعد ، هيچكس كمك بهش نمي كرد تا كه از تنهايي در بياد
نمي تونست اون از پس غم و غصه بر بياد
اونم ميخواست مث بقيه يذره بد باشه
ولي نمي تونست مث بقيه بد باشه
آرزوشه يكي اونو تحويل بگيره و كار خوب و از بد تشخيص نميده
چون الان ميخواد يه چاقو رو دستش بگره و رگش و بزنه
ولي نميزنه چون كه خيلي ترس داره
ببين حق داره ترس داره
چون كه فقط هست يه پسر ده ساله
چون كه فقط هست يه پسر ده ساله
( اشكان )
يه پسر ده ساله كه خب هميشه تنهاست
يه پسر ده ساله كه اسير غمهاست
يه پسر ده ساله كه خب نداره كسي رو
يه پسر ده ساله كه فقط ديده بدي رو
( فلاكت )
ببين اون پسر لوس وننر حالا شده فلاكت
اون پسر كوچيك ببين د... چطوري بالا رفت
پس بايد ديگه يه زندگي خوبو من بسازم
تا بتونم جلو آينه من به خودم بنازم
مريضم ، پليدم ، نديدم پريدم توي لجن
آخه چرا همه بدشون مياد از بوي بدم
تو ديدي كه دور خط روي تنم
ديدي ديده ميشه رد چاقو روي بدن
ببين اينا يادگاري دوران كودكيه
چون كه ميبيني الان منم همون كودكي كه
كسي دورش نبود ولي همه الان دورشن
د... هنوزكه هنوز قلب منه پر غم
( اشكان )
يه پسر ده ساله كه خب هميشه تنهاست
يه پسر ده ساله كه اسير غمهاست
يه پسر ده ساله كه خب نداره كسي رو
يه پسر ده ساله كه فقط ديده بدي رو
خوش اومدين به تهران
روز و شب و شب و روز
گوش می دین به آهنگای ما هنوز
ولی به این یکی باید دقت کنی خیلی سخت
چون دارم می خونم براتون از چای تلخ
به دنیا اومدن توی تهران تا مردن
از شهرک و نارمک و آبادان و تا ونک و جردن
تیکه تیکة زمین ای ن شهرو می پرستیم و
تا آخر عمر توی تهران هستیم
مهمونی ها توی شهر از شرق تا غرب از جنوب تا شمال
تموم نمیشه تا خود صبح نهایت عشق و حال
کلی حرف دارم که برات من بگم
از جایی که مرکز خاک کشورم ایرانه
پس گوش کن یه کم
وقتی اینو می شنوین همه پاشین خبردار
چون برا شهرم منو صدا می کنن شهردار
پشت سرمون انبوهه پسر و دختر
اگه باور نداری نگاه کن تو به دور و ور
پسرای با مرام و دخترای ناز
ازتون استقبال می کنن با آغوش باز
مردم از سراسر ایران میان اینجا
چون فهمیدن که مثه تهران پیدا نمیشه هیچ جا
شاد و شنگولیم تو تهران هر روز هفته
هنوز که هنوزه اسم پاتوق ها از یادم نرفته
شنبه شب
همه توی محله ای شاد
با رفقا از گذشته ها می کنیم یاد
یک شنبه ها
جمع میشیم همه تو صوفی
مزاحم نشید چون جمعمون هست خصوصی
دوشنبه شب
قدم برمی داریم تو گلستان
سر می زنیم به رفقای غرب تهران
سه شنبه ها
می بینیمون توی دلیجان
تموم روزو خوش می گذرونیم
با بچه هایی که همیشه اینجان
چهارشنبه
پیدامون می کنی توی آفتاب
پیش بچه هایی که نمی تونی مثه شونو ببینین حتی توی خواب
پنج شنبست
داریم میریم مهمونی
با پیرای باحال و دخترای ایرونی
همه جای شهر صحبت از مهمونیای ماست
اگه تو هم اینجا بودی می فهمیدی که من میگم راست
جمعه
بسه دیگه استراحت
بعد یه هفته خوش گذرونی یه نفس راحت
این بود حال و روز ما توی شهرمون
پس میگم به همتون خوش اومدین به تهرون
تهران ، تهران ، تهران
تهران ، تهران ، تهران
دستا رو بالا ما می بریم به سمت آسمون
می گیم تا ابد شادی می کنیم ما توی تهرون
تا وقتی که ما زنده هستیم تهران قشنگه شباش
زیباست تهران شهر ما از هر زاویه و هر نماش
تو ذهنم خاطرات از کوچه ها چه........چه باریکه
هستم عاشق کوچه هاش چه شلوغ و چه تاریکه
این جا زندگی کن تو تهران یا سرو بزارش زمین
یا تو اون بطری رو برو بالا یا بندازش زمین
راه می ریم ما تو ونک و بر می داریم قدم
به کوریه چشم کسایی که با ما بدن
فقط جلو رفقامون هست خنده روی لبامون
با مهمونی رفتن می گذرونیم به خوشی شبامون
مادر پدرا از دست بچه هام عاصی هستن
چون اونا با گشت و گذار از زندگی راضی هستن
پس می تونی جوونای شر و شور صدامون کنی
ما رو فقط تو پاتوقا می تونی پیدامون کنی
وقتی راه میریم تو پاتوق نگاه ها به سمت ما
ندیده تا حالا کسی چاقو توی دست ما
بگو نمی خوایم با دعوا روزا رو تلف کنیم
خودمونو درگیر با آدم ناخلف کنیم
حالا حالا دستاتو ببر بالا پایین
پسرای اصیل تهرونی که میگن ماییم
بهتره بلند بشی کمی تو روشن بشی
با ما زندگی کن تو تهران تا بفهمی زندگی یعنی چی
شب زنده داری می کنیم تا سپیده دم
امشب خونه همو رفقا هستیم دور هم
نشون میدیم که خوشحالیم هر چند باشیم پره غم
چون دنیا ارزش غم نداره با این عمره کم
تو تهران چشامون باز شد و تو تهران ما می میریم
خوشحالیم وقتی زدن نبضمونو ما می بینیم
حالا حالا ماها ماها می گیم با هم یک صدا
خوش اومدین به تهران
طناز
ارنجمنت احسان كار اموز فرزاد شجاعي
شاهين فلاكت گوش كن
طناز مني ناز مني تو اوج احساس مني
خندت واسم دلگرميه اخم نكني بي رحميه
تك ستاره ي شب هامي تو خوشگلي و دنيامي
تورو من خيلي دوست دارم ميدونم هستي ماله من
خيابونا از بس هست نميزارم بري بيرون
از ترسم ببين نشه يهو تو نباشي در دسترس
اخه خيلي خيلي ميخوام من شخصن ميدوني كه
ديگه تويي تك ستارم نري يهو با غريبه من ببارم
تا وقتي كه با مني واسه مني خواستني
تا وقتي كه با مني واسه مني خواستني
تا وقتي پايمي تو يارمي با هميم
طناز مني ناز مني تو اوج احساس مني
خندت واسم دلگرميه اخم نكني بي رحميه
تك ستاره ي شب هامي تو خوشگلي و دنيامي
تورو من خيلي دوست دارم ميدونم هستي ماله من
عشقم يكشب نامه نوشتم امشب حسم واسه ي
عشقم گل كرده اره تو بعدش جواب ناممو دادي
منم گفتم كه عمرا به كسي دلمو ببندم با غريبه بشينمو بگم و بخندم يا با كسه ديگه برم مهموني
من دستشو بگيرم برمو برقصم
عشق مني جون مني تو اوج احساس مني
خندت واسم دلگرميه اخم نكني بي رحميه
تو دختراي تهرون تكي خوشگل و با نمكي
تورو من خيلي دوست دارم ميدونم هستي
ماله من
عشقه مني
عشقم يكشب نامه نوشتم
جونه مني
امشب حسم واسه ي عشقم
طناز مني
گل كرده اره تو بعدش
طناز مني ناز مني