بزرگترین وبلاگ متن موزیک

صفحه نخست :: پروفايل :: گالري عکس :: ایران گلدن ::

منوي كاربري


لوگوي وبلاگ

جستجو

دوستان

صفحات اضافه

لوگوی دوستان


متن آهنگ های محسن نامجو 1


آآآووو
آآآآآآوووه
آآآ آآآآ آآآآآ ووو
آآآآآ آآآآ آآآآآآآآ وو

عیشم مدام است، از لعل دلخواه
کارم به کام است، الحمدلله
کارم به کام است، الحمدلله

ای بخت سرکش، تنگش به بر کش
گه جام زر کش، گه لعل دلخواه
گه لعل دلخواه
گه لعل دلخواه

دا دِرَ رَ دا دَم
دا دا آآ آآ
در دَ دَدا دِ دِ دِم
دِ آآ آآ
به فکر ما نباش به فکر خووووود باااااش

از دست زاهد [از دست زاهد] کردیم توبه [کردیم توبه]
وز فعل عابد [وز فعل عابد] اِستغفرالله [اِستغفرالله]
اِستغفرالله [اِستغفرالله]
اِستغفرالله [اِستغفرالله]
اِستغفرالله
اِستغفرالله
اِستغفرالله

جانا چه گویم شرح فراقت
چشمی و صد نم جانی و صد آه

جانا چه گویم شرح فراقت
چشمی و صد نم جانی و صد آه

کافر مبیناد این غم که دیدهست
از قامتت سرو از عارضت ماه
از قامتت سرو از عارضت ماه

ما را به رندی افسانه کردند
پیران جاهل شیخان گمراه

مهر تو عکسی [مهر تو عکسی] بر ما نیفکند [بر ما نیفکند]
گونینهرویان آه از دلت آه
آیینهرویان آه از دلت آه

ممممممممممم

جانا چه گویم شرح فراقت
چشمی و صد نم جانی و صد آه


ای بخت سرکش [ای بخت سرکش]، تنگش به بر کش [تنگش به بر کش]
گه جام زر کش [گه جام]، گه لعل دلخواه
گه لعل دلخواه
گه لعل دلخواه
گه لعل دلخواه
گه لعل دلخواه

آیین تقوی ما نیز دانیم
لیکن چه چاره با بخت گمراه [با بخت گمراه]

گر تیغ بارد [یاااااا] بر کوی آن ماه [یاااااا]
گردن نهادیم الحکم لله
گردن نهادیم [یاااا] الحکم لله

ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم
یا جام باده یا قصه کوتاه

عیشم مدام است، از لعل دلخواه
کارم به کام است، الحمدلله


ای بخت سرکش [هو هوو هوهوو]، تنگش به بر کش [هو هوو هوهوو]
گه جام زر کش [هو هوو هوهوو]، گه لعل دلخواه

ههممم هههممم ههه هههممم
هههههم هههههم هههم هههه
یییییی ییی
یییاااااا یااااا

مهر تو عکسی بر ما نیفکند
آیینهرویان آه از دلت آه
آیینهرویان آه از دلت آه
آیینهرویان آه از دلت آه
آیینهرویان آه از دلت آه
آیینهرویان آه از دلت آه
آیینهرویان آه از دلت آه

کافر مبیناد [گر تیغ بارد] این غم که دیدهست [بر کوی آن ماه]
از قامتت سرو [گردن نهادیم] از عارضت ماه [الحکم لله]

یااااا یاهاااا هااااای یااااااا
هییی هیی ههیی

شمع فراغت [فراغت]
چشمی و صد نم [صد نم]
جانی و صد آه [صد آه]
جانی و صد آه
جانی و صد آه
جانی و صد آه
جانی و صد آه
جانی و صد آه
جانی و صد آه

مرغ شیدا

آتش در دل فکن
برپا کن صد شرر
سوزان کوبان شکن
برکش جامی دگر

زین شام و زین پگاه
جانی دیوانه خواااه...

با من (با من)
بیگانهای (بیگانهای)
خویشم خوان و خموش (خویشم خوان و خموش )
زهرش در خون من بادا هماره نوش

در سکوتی ماتمافزا
من کناری و مرغ شیدا

با من دلخسته گوید
از چه بنشستهای تو تنها

عشق یاری در دل دارم
میدهد هر دم آزارم
شکوهها تا بر دل دارم

میگریزم از رسوایی
میستیزم با تنهایی
جام نوشین بر لب دارم


مرغ شیدا بیا بیا
شاهد نالهی حزینم شو
با نوایی به روز و شب
همصدای دل غمینم شو

ای صبا گر شنیدهای
راز قلب شکستهام امشب
با پیامی به او رسان
رهگذار دل حزینم شو

لحظهای آسمان تو بنگر
چهرهی ارغوانیام
با غم عشق او خزان شد
نوبهار جوانیام

لحظهای آسمان تو بنگر
چهرهی ارغوانیام
با غم عشق او خزان شد
نوبهار جوانیام



آتش در دل فکن
برپا کن صد شرر
سوزان کوبان شکن
برکش جامی دگر (برکش جامی دگر)

زین شام و زین پگاه (زین شام و زین پگاه)
جانی دیوانه خواااه...

در میان جان (ونگ ونگ)


ای در میان جانم و جان از تو بیخبر
از تو جهان پر است و جهان از تو بیخبر

جویندگان گوهر دریای حسن تو
در وادی یقین و گمان از تو بیخبر

شب مست یار بودم و در هایهای او
حیران آن جمال خوش و شیوههای او

در هوشها فتاده نهایات بیهُشی
در گوشها فتاده طنين صدای او

شرح و بیان تو چه کنم زانکه تا ابد
شرح از تو عاجز است و بیان از تو بیخبر

جویندگان گوهر دریای حسن تو
در وادی یقین و گمان از تو بیخبر

ای در میان جانم و جان از تو بیخبر
از تو جهان پر است و جهان از تو بیخبر

ترنج


هــــــــــــــــــــی هااااااااااااای

گفتا من آن ترنجم کاندر جهان نگنجم
گفتم به از ترنجی لیکن به دست نایی

گفتا تو از کجایی که آشفته مینمایی
گفتم منم غریبی از شهر آشنایی

گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری
گفتم بر آستانت دارم سر گدایی

گفتا به دلربایی ما را چگونه دیدی
گفتم چو خرمنی گل در بزم دلربایی

گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید

گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن کاو بندهپرور آید

هی هی ههی هههیی یههیههیییی
ههههیی ههههیییی ههههیییی
هــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــی
هــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــی
یاااااااهاااااااااااااااا اااااای




بیابان را

بیابان را
سراسر
مه گرفتهست
آآآآه آآآه آآآآه آآآه
آآآآه آآآه آآآآه آآآه
بیابان را
سراسر
مه گرفتهست
آآآآه آآآه آآآآه آآآه
آآآآه آآآه آآآآه آآآه

چراغ قریه پنهان است
موجی گرم
در خون بیابان است

بیابان را
سراسر
مه گرفتهست
آآآآه آآآه آآآآه آآآه
آآآآه آآآه آآآآه آآآه

بیابان خسته
لب بسته
نفس بشکسته
در هذیان گرم مه
عرق میریزدش آهسته از هر بر...

بیابان خسته [بیابان خسته]
لب بسته [لب بسته]
نفس بشکسته
در هذیان گرم مه
عرق میریزدش آهسته از هر بر...

سگان قریه خاموشند
یاهاهههاهـــــــی

در شولای پنهان
میگوید به خود عابر
بیابان را سراسر مه گرفتهست

بیابان را
سراسر
مه گرفتهست
آآآآه آآآه آآآآه آآآه
آآآآه آآآه آآآآه آآآه


چراغ قریه پنهان است
موجی گرم [موجی گرم]
در خون بیابان [در خون بیابان] است

بیابان خسته
لب بسته
نفس بشکسته
در هذیان گرم مه
عرق میریزدش آهسته از هر بر...

بیابان را
سراسر [ههه هه...]
مه گرفتهست

[لالای لای لای لالای]
با خود فکر میکردم
که مه گر همچنان تا صبح میپایید
مردان جسور از خفیگاه خود
به دیدار عزیزان
باز میگشتند

سگان قریه خاموشند
در شولای پنهان
میگوید به خود عابر
بیابان را سراسر مه گرفته است

نو بهاری


چون است حال بستان ای باد نو بهاری
کز بلبلان برآمد فریاد بیقراری

گل نسبتی ندارد با روی دلفریبت
تو در میان گلها چون گل میان خاری


ای گنج نوشدارو بر خستگان گذر کن
مرهم بدست و ما را مجروح میگذاری
عمری دگر بباید بعد از وفات ما را
عمری دگر بباید بعد از وفات ما را
کاین عمر طی نمودیم ...
کاین عمر طی نمودیم ...
اندر امیدواری، اندر امیدواری، اندر امیدواری ...

چون است حال بستان ای باد نو بهاری
کز بلبلان برآمد فریاد بیقراری

گل نسبتی ندارد با روی دلفریبت
تو در میان گلها چون گل میان خاری
چون گل میان خاری ...


ای گنج نوشدارو بر خستگان گذر کن
مرهم بدست و ما را مجروح میگذاری
عمری دگر بباید بعد از وفات ما را
عمری دگر بباید بعد از وفات ما را
کاین عمر طی نمودیم ...
کاین عمر طی نمودیم ...
اندر امیدواری ...
اندر امیدواری ...
اندر امیدواری ...
اندر امیدواری ...




ساربان

ای ساروان
ای کاروان
لیلای من کجا می بری
بـا بـردن،لیلای مـن،جان و دل مـرا می بری
ای ساروان کجا می روی
لیلای من چرا می بری
ای ساروان کجا می روی
لیلای من چرا می بری

در بستـن،پیمـان مـا،تنهــا گـواه مــا شــد،خـــدا
تا جهان،بر پا بُـوَد،این عشق ما مانـد به جا
ای ساروان کجا می روی
لیلای من چرا می بری
ای ساروان کجا می روی
لیلای من چرا می بری

تمامی دینم ز دنیای فانـی،شراره ی عشقی که شد زندگانی
به یاد یاری،خوشا قطره اشکی،ز سوز عشقی،خوشا زندگانی
همیشه خدایا،محبت دلها،بـه دلهـا بماند،بسان دل ما
که لیلی و مجنون،فسانه شود
حکایت ما،جاودانه شود

تــو اکنــون ز عشقـم گـریزانی
غمــم را ز چشمــم نمــی خـوانی
از این غم،چه حالم،نمی دانی

پس از تو نمـونم بـرای خـدا،تـو مـرگ دلـم را ببیـن و برو
چو طوفان سختی ز شاخه غم،گل هستی ام را به چین و برو

که هستم من آن تک درختی،که در پای طوفان نشسته
همـه شـاخـه هـای وجـودش،ز خشـم طبیـعـت شکسته

ای ساروان
ای کاروان
لیلای من کجا می بری
بـا بـردن لیلای مـن،جان و دل مـرا می بری
ای ساروان کجا می روی
لیلای من چرا می بری
ای ساروان کجا می روی
لیلای من چرا می بری




دوخانی

تو چه مظهری که ز جلوهی تو صدای صیحهی قدسیان
گذرد ز ذروهی لامکان، که خوشا جمال ازل خوشا

ز شکنج زلف تو هر شکن، گرهی فتاده بـه کار من
ز گره گشایی زلف خود، تو ز کار من گرهی گشا

نفحات وصلک اوقـدت، جـمرات شوقک فی الحشا (1)
ز غمت به سینه کم آتشی که نـزد زمانه کما تشا (2)

چه جفا که «جامی» خسته دل ز جدایی تو نمیکشد
قدم از طریق وفا مکش سوی عاشقان جفاکشا

شیوه نوشین لبان



شیوهی نوشین لبان، خدا خدا
چهره نشان دادن است عزیز من
پیشهی اهل نظر، دیدن و جان دادن است
چون به لعلش میرسی، خدا خدا
جان بده و دم مزن عزیز من
مُزد چنین عاشقی، نقد روان دادن است

من از دست غمت، من از دست غمت، عزیزم
چه مشکل ببرم جان، چه مشکل ببرم جان
با ما بیوفا تو که نبودی
بیمهر و وفا تو که نبودی
پُر جور و جفا تو که نبودی
دور از دل ما تو که نبودی
من از دست غمت، من از دست غمت، عزیزم
چه مشکل ببرم جان، چه مشکل ببرم جان

شیوهی نوشین لبان، خدا خدا
چهره نشان دادن است عزیز من
پیشهی اهل نظر، دیدن و جان دادن است
پیشهی اهل نظر، دیدن و جان دادن است
پیشهی اهل نظر، دیدن و جان دادن است




ای یار یارم


به صحرا بِنگرُم صحرا تِه وینُم صحرا تِه وینُم
به دریا بنگرم دریا تِه وینم دریا تِه وینم
به صحرا بنگرم صحرا تِه وینم صحرا تِه وینم
به دریا بنگرم دریا تِه وینم دریا تِه وینم

به هر جا بنگرم کوه و در و دشت کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا تِه وینم رعنا تِه وینم
ای یارم ای یار یار یارم ای یار
یار یارم ای یار ای یارم ای یار
دو زلفونت بود تار ربابم تار ربابم
چه مى‏خواهى از این حال خرابم حال خرابم
تو که با مو سر یارى ندارى یارى ندارى
چرا هر نیمه شو آیى به خوابم آیى به خوابم
ای یارم ای یار یار یارم ای یار
یار یارم ای یار ای یارم ای یار
نسیمى کز بُن آن کاکل آیو آن کاکل آیو
مرا خوشتر ز بوى سنبل آیو سنبل آیو
چو شو گیرم خیالت را در آغوش در آغوش
سحر از بسترم بوى گل آیو بوى گل آیو
ای یارم ای یار یار یارم ای یار
جان یارم ای یار ای یارم ای یار
دو زلفونت بود تار ربابم تار ربابم
چه مى‏خواهى از این حال خرابم حال خرابم
تو که با مو سر یارى ندارى یارى ندارى
چرا هر نیمه شو آیى به خوابم آیى به خوابم
ای یارم ای یار یار یارم ای یار
یار یارم ای یار ای یارم ای یار
به صحرا بِنگرُم صحرا تِه وینُم صحرا تِه وینُم
به دریا بنگرم دریا تِه وینم دریا تِه وینم

به هر جا بنگرم کوه و در و دشت کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا ته وینم رعنا ته وینم
ای یارم ای یار یار یارم ای یار
جان یارم ای یار ای یارم ای یار




مست و خراب


این کژ و راست می روی این کژ و راست می روی ،
باز چه خورده ای بگو
مست و خراب می روی مست و خراب می روی ،
خانه به خانه کو به کو
با که حریف بوده ای ؟ بوسه ز که ربوده ای ؟
زلف که را گشوده ای؟ زلف که را گشوده ای؟
حلقه به حلقه مو به مو
حلقه به حلقه مو به مو
حلقه به حلقه مووووو به مو
راست بگو, به جان تو, ای دل جانم آن تو
ای دل همچو شیشه ام ای دل همچو شیشه ام
خورده میت سبو سبو
خورده میت سبو سبو
خورده میت سبووووو سبو
راست بگو نهان مکن ،
پشت به عاشقان مکن
چون خمشااان بی گنه،
روووی بر آسمان مکن
چشمه کجاست تا که من، چشمه کجاست تا که من
آب کشم سبو سبو
آب کشم سبو سبو
آب کشم سبووووو سبو
لقمه ی هر خورنده را،
لقمه ی هر خورنده را
در خور او دهد خدای
آنچه گلو بگیردت ، آنچه گلو بگیردت
حرص مکن، مجو مجو
حرص مکن، مجو مجو
حرص مکن، مجووووو مجو
این کژ و راست می روی این کژ و راست می روی ،
باز چه خورده ای بگو
مست و خراب می روی مست و خراب می روی ،
خانه به خانه کو به کو
خانه به خانه کو به کو
خانه به خانه کو به کو
خانه به خانه کو به کو




آیینه

جسم خاک از عشق در افلاک شد
کوه در رقص آمد و چالاک شد

جسم خاک از عشق در افلاک شد
کوه در رقص آمد و چالاک شد

آینه ات دانی چرا غمـــــــــاز نیست
زانکه زنگار از رخش ممـــــتاز نیست

زانکه زنگار از رخش ممـــــتاز نیست

شاد باش ای عشق خوش سودای ما

ای طبیب جمله علت های ما

ای دوای نخوت و ناموس ما

ای تو افلاطون و جالینوس


چون که گل رفت و گلستان در گذشت
نشنوی زان پس ز بلبل سرگذشت

چون که گل رفت و گلستان شد خراب
بوی گل را از چه جوییم از گلاب
بوی گل را از چه جوییم از گلاب

آینه ات دانی چرا غمـــــــــاز نیست
زانکه زنگار از رخش ممـــــتاز نیست

آینه ات دانی چرا غمـــــــــاز نیست
زانکه زنگار از رخش ممـــــتاز نیست




یار مرا


یار، مرا
غار، مرا
عشق جگرخوار، مرا
یار، تویی
غار، تویی
خواجه نگهدار مرا
یار، مرا
غار، مرا

نوح، تویی
روح، تویی
فاتح و مفتوح، تویی
سینهی مشروح، سینهی مشروح، تویی
بر درِ اسرار مرا
یار، مرا
غار، مرا

نور، تویی
سور، تویی
دولت منصور، تویی
مرغ کهیتور ، مرغ کهیتور ، تویی
خسته به منقار، خسته به منقار، مرا
یار، مرا
غار، مرا

قطره تویی، بحر تویی
لطف تویی، قهر تویی
قطره تویی، بحر تویی
لطف تویی، قهر تویی
قند، تویی
زهر، تویی
بیش میازار، بیش میازار، بیش میازار، مرا
یار، مرا
غار، مرا

یار، مرا
غار، مرا
عشق جگرخوار، مرا
یار، تویی
غار، تویی
خواجه نگهدار مرا
یار، مرا
غار، مرا





هیچ


بنگر به جهان، بنگر به جهان، چه طرف بربستم؛ هیچ
وز حاصل عمر، وز حاصل عمر، چیست در دستم؛ هیچ
شمع طَرَبم، شمع طَرَبم، ولی چو بنشستم، هیچ
من جام جمام، من جام جمام، ولی چو بشکستم، هیچ

افسوس که بیفایده فرسوده شدیم
وز داس سپهر سرنگون سوده شدیم
دردا ندامتا که تا چشم زدیم
نابوده به کام خویش نابوده شدیم

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حل معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده براُفتد نه تو مانی و نه من

از من اثری ز سعی ساقی ماندهست
وز زمزمهی عطر اقاقی ماندهست
وز بادهی دوشین قدحی بیش نماند
از عمر ندانم که چه باقی مانده است

بنگر به جهان، بنگر به جهان، چه طرف بربستم؛ هیچ
وز حاصل عمر، وز حاصل عمر، چیست در دستم؛ هیچ
شمع طَرَبم، شمع طَرَبم، ولی چو بنشستم، هیچ
من جام جمام، من جام جمام، ولی چو بشکستم، هیچ




دیدی


دلا دیدی که خورشید از شب سرد
چو آتش سر ز خاکستر بر آورد
زمین و آسمان، گلرنگ و گلگون
جهان دشت شقایق گشت ازین خون
نگر تا این شب خونین سحر کرد
چه خنجرها که از دلها گذر کرد

نگر تا این شب خونین سحر کرد
نگر تا این شب خونین سحر کرد
چه خنجرها که از دلها گذر کرد
چه خنجرها که از دلها گذر کرد
ز هر خونِ دلی، سروی قد افراشت
ز هر خونِ دلی، سروی قد افراشت
به هر سروی، تذروی نغمه برداشت
به هر سروی، تذروی نغمه برداشت

دلا دیدی که خورشید از شب سرد
چو آتش سر ز خاکستر بر آورد
زمین و آسمان گلرنگ و گلگون
زمین و آسمان گلرنگ و گلگون
جهان دشت شقایق گشت ازین خون

نگر تا این شب خونین سحر کرد
نگر تا این شب خونین سحر کرد
چه خنجرها که از دلها گذر کرد
چه خنجرها که از دلها گذر کرد
ز هر خونِ دلی، سروی قد افراشت
ز هر خونِ دلی، سروی قد افراشت
به هر سروی، تذروی نغمه برداشت
به هر سروی، تذروی نغمه برداشت
صدای خون در آواز تذرو است
دلا این یادگار خون سرو است
دلا این یادگار خون سرو است
دلا این یادگار خون سرو است





بگو بگو

بگو بگو
که چه کارت کنم بگو
که چه کارت کنم ز گریه جویم و دل را

بگو بگو
که شکارت کنم بگو
که شکارت کنم به غمزه مویم و آه

ببین ببین
که فغانت کنم ببین
که فغانت کنم ز خنده چینم و لب را

ببین ببین
که نشانت کنم ببین
که نشانت کنم ز فتنه کینم و آه


نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویههای غریبانه قصه پردازم
به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب
مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم
خدای را مددی ای رفیق ره تا من
به کوی میکده دیگر علم برافرازم


بیا بیا
که نگارت شوم بیا
که نگارت شوم به طرفه سایم و تن را

بیا بیا
به زیارت شوم بیا
به زیارت شوم چو خسته پایم و آه

همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
حباب وار براندازم از نشاط کلاه
اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعهی دولت به نام ما افتد

شکن شکن
که شیارت کنم شکن
که شیارت کنم ز شرح شاهد و شور آه

شکن شکن
چه شرارت کنم شکن
چه شرارت کنم ز شمس شاهد و شور

بیا بیا
که نگارت شوم بیا
که نگارت شوم به طرفه سایم و تن را

بیا بیا
به زیارت شوم بیا
به زیارت شوم چو خسته پایم و آه

ببین ببین
که فغانت کنم ببین
که فغانت کنم ز خنده چینم و لب را

ببین ببین
که نشانت کنم ببین
که نشانت کنم ز فتتنه کینم و آه


بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز
به نیمهشب اگرت آفتاب میباید
ز روی دختر گلچهر رز نقاب انداز
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعه دولت به نام ما افتد

بگو بگو
که چه کارت کنم بگو
که چه کارت کنم ز گریه جویم و دل را

بگو بگو
که شکارت کنم بگو
که شکارت کنم به غمزه مویم و آه


نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویههای غریبانه قصه پردازم
به نیمهشب اگرت آفتاب میباید
ز روی دختر گلچهر رز نقاب انداز
همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
حباب وار براندازم از نشاط کلاه
اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعه دولت به نام ما افتد




عقاید نئوکانتی


عقاید نئوکانتی از آن من، شقایق نرماندی از آن تو
عقاید نئوکانتی از آن من، شقایق نرماندی از آن تو
حلاوت و بیصبری از آن من، عشق پانزدهسانتی از آن تو
ماکارونی تمبر هندی از آن ما، خیابان شهید قندی از آن ما، قبری که بهش میخندی از آن ما، مممم
ذکاوت و رندی از آن ما
عقاید نئوکانتی از آن من، شقایق نرماندی از آن تو
ز سفره چه میجوبی، حاتم من؟
با خودت چه میگویی خاتم من؟
دیگه واسه چی میجویی، ماتم من؟
بابا تو چه پررویی، خاتم من!
اسبت رو کجا میبندی، بوبوی من؟
به چی تو دل میخندی، کوبوی من؟
آقا به مویی بندی، سرور من!
خانم به چی پابندی، شرور من!
عقاید نئوکانتی از آن من، شقایق نرماندی از آن تو
کوکوی دو شب مانده، از آن ما
کپی پدرخوانده، از آن ما
خلقت ناخوانده، از آن ما
کپی پدرخوانده، از آن ما
دولت شرمنده، از آن ما
کلفتی پرونده، از آن ما
ملیپوش بازنده، از آن ما
دولت شرمنده، از آن ما
انتقاد سازنده، از آن ما

شااااااید که آینده از آن ما
شااااااید که آینده از آن ما

عقاید نئوکانتی از آن من، شقایق نرماندی از آن تو
حلاوت و بیصبری از آن ما، هرچی تو دلت خواندی، گیس


یک روز به شیدایی
در زلف تو آویزم
خود را چو فرو ریزم
با خاش درآمیزم
وگرنه من همان خاکم که هستم

یک روز سر زلف
بلوندت چینم بهر
دل مسکینم
اینم، جگرم
اینم، اینم
یک روز که باشم مست
لایعقل و طرد و سست
یک روز ارس گردم
اطراف تو را گردم
کشتی شوم جاری
از خاک برآرم تو
بر آب نشانم تو

دور از همه بیزاری
دریای خزر گردم (هی)
خواهی تو اگر جونم
محصول هنر گردم
خواهی تو اگر جونم
یک روز بصر گردم
یک روز نظر گردم
پانصد سر سر در گم
ای وای ای وای ای واآآی
حبل المتین گیست
جمعا به تو آویزیم
لاتفرقوا و اعتصموا
لاتفرقوا و اعتصموا
و اعتصموا به حبل الله جمیعا و لا تفرقوا...

یک روز به شیدایی
در زلف تو آویزم
یک روز دو چشمم خیس
یک روز دلم چون گیس
آشفته و ریساریس
بردار دگر بردار
بردار به دارم زن
از روی پل فردیس
...
دریای خزر گردم
خواهی تو اگر جونم
صد سینه سپر گردم
خواهی تو اگر جونم
یک روز بصر گردم
یک روز نظر گردم
پانصد سر سر در گم
ای وای ای وای ای وای

ای درد تو ام درمان
درد سر ناکامی
ای یاد توام مونس
در گوشه تنهایی
وی خاطرهات پونز
نوک تیز ته کف کفشم
این سندل رسوایی
این سندل رسوایی
گرگی تو و میشم من
جمعا به تو آویزیم
آب از تو سریشم من
جمعا به تو آویزیم
اوگزاز و دیازپامی
جر زلفت آرامی
چون زلف تو نآرامم
رسوا و پریشم من
سشوار سشوار سشوار

دریای خرز گردم
خواهی تو اگر جونم
صد سینه سپر گردم
خواهی تو اگر جونم
محصول هنر گردم
خواهی تو اگر جونم
یک روز بصر گردم
یک روز نظر گردم
پانصد سر سر در گم
ای وای ای وای ای وای ای وای



همراه شو عزیز

همراه شو عزیز
همراه شو عزیز
تنها نمان بهدر
کین درد مشترک
هرگز جدا، جدا درمان نمیشود

همراه شو عزیز
همراه شو عزیز
تنها نمان بهدر
کین درد مشترک
هرگز جدا، جدا درمان نمیشود

دشوار زندگی، هرگز برای ما
دشوار زندگی، هرگز برای ما
وین رزم مشترک، آسان نمیشود

تنها نمان بهدر، همراه شو عزیز
همراه شو، همراه شو
همراه شو عزیز
همراه شو عزیز
تنها نمان بهدر
کین درد مشترک
هرگز جدا، جدا درمان نمیشود



آلت


هستي از ما لت خورده هستي
ما از هستي
هستي از ما

پندارد همي خورده ايم ما موز هستي را
آلت گونه مي خوريم

مي خوريم
هستي كه هست باشدمان
براي روز مبادا
مباد كه
نيست شود از براي
مباد كه باشيم ما بر هستي
ماندگار تر از هسته هلويي كه نيست شود
از براي آمدن هسته ديگر در هستي
هستي از ما
ما از هستي

و تنها همان هست بي هست است
كه هلمان مي دهدمان شتاب كنيم
مي دويم ما گاوآهن گونه
زين ميانه يكي نيست

من

درد مي كند بدجور
طوري كه روي دشت هستي بدوم
كه من نه بايد بدوم
فقط يك كلمه بايد بگويم
نه بايد بدوم و بگويم








آخرين نوشته ها

یه خبر جدید "داغ داغ داغ" Rasekh BAND
متن موزیک "هک" از شاهین نجفی
متن موزیک "پارتی سیاسی" از شاهین نجفی
متن موزیک "مستراح" از شاهین نجفی
متن موزيک "دکتر" از شاهين نجفي
متن موزيک "دارم چرت ميگم" از شاهين نجفي
متن آهنگ "چیزی شده" از آرمین 2afm
متن آهنگ فوق العاده "یه دل شکوندم" از علی عبدالمالکی
متن آهنگ "الوداع" از علی عبدالمالکی
متن آهنگ بی تو میترسم" از امیر تتلو
متن آهنگ "از دست تو" از حسین تهی و کامیار
متن آهنگ "نگو نمیشه" از اردلان طعمه
متن آهنگ "نفرت"از هیچکس
متن آهنگ "منو این" از حسین تهی
متن آهنگ گتوند از "علي تي ان تي"
نتیجه نظرسنجی بهترین خواننده
متن آهنگ "نمیدونم" از احسان خواجه امیری
متن آهنگ "مثل خودت" از کامران و هومن
متن آهنگ "تو خوبی" از رضایا
بازتاب آهنگ من "تمومش کن"
آهنگ من
تولدم مبارک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
متن آهنگ جدید "الو" از امیر تتلو
متن آهنگ معروف "شاخ چالیم 2" از موژان yz و حسین ابلیس و سامان pi
متن آهنگ "اسمشو تقدیر نزار" از شاهین نجفی
یه خبر توپ از استاد مجید خراطها جون
متن آهنگ "تا من بنويسم" از بابك تيغه
متن موزیک "استند بای stand by" از ساسی مانکن
یه پست میزارم کف کنید!!!
یه آمار جالب از وبلاگم

All Rights Reserved 2007 ©