دقت
12:44, دوشنبه 4 بهمن 1389
.. ارسال شده توسط ناشناس (
سايت -
ايميل)
سلام. ببین الا دوره شاهین نجفیه. تا میتونی ازش متن بذار . ولی با دقت .متن بالا پره غلطه. (ژانوارژان بودن برا کزت)و...... بای
نظر
07:01, چهارشنبه 28 ارديبهشت 1390
.. ارسال شده توسط آرام (
سايت -
ايميل)
بحت=بهت-تعمع=تعمن--لواط=لواع -لارو=لاف
اشکال ديگه داره حالا وقت ندارم تایپ کنم
نظر
07:05, چهارشنبه 28 ارديبهشت 1390
.. ارسال شده توسط آرام (
سايت -
ايميل)
بحت=بهت-تعمع=تعمن--لواط=لواع -لارو=لاف
اشکال ديگه داره حالا وقت ندارم تایپ کنم
نظر
01:50, شنبه 21 خرداد 1390
.. ارسال شده توسط ناشناس (
سايت -
ايميل)
آقای محترم.
اگه شاهین اینجوری میگفت دیگه شاهین نبود که.
مثله آدم بنویس.چیه اینا.
اسم آیدین آغداشلو رو تا حالا نشنیدی؟
یکم دقت کن.ریدی توی آهنگ شاهین نجفی
نظر
05:28, پنجشنبه 1 دي 1390
.. ارسال شده توسط ناشناس (
سايت -
ايميل)
ببین عزیزم اول خودت برو دقیق گوش کن بعد متنشو بزار بهرحال از شجاعت و بیپرواییت برا گذاشتن این متن ممنونم! خیلیها از ترس آهنگهای شاهینو تو بلاگشون نمیذارن حالا من برات متن صحیحشو میذارم :زنی که تو بهت و ترس منو زائید - مردی که پدر بود و مرده می دید - هفت سالگی رهامو توی لجن - سیگار داغ و پشت دست و زدن - مثل عورت چروکیده ی ننه - توی حس جر خوردن و له شدن - حالت خلط صبح اول طلوع - چندش از 100 تومنی عیدی عمو - تف تو لیوان آب دبیر دینی - صبح چایی شیرین خالی و شب سیب زمینی - شرمه که کرز از پای برادرم (اینجا رو خودمم نفهمیدم!)- نگاه شکسته ی عینک خواهرم - حسرت فوت شمع کیک تولد - خارش خشتک از روی تعمد - عقده ی ریش و سیبیل و تیغ ژلت - حس ژانوارژان بودن واسه کوزت - خط شورت مانتو تنگ دهه هفتاد - سیخ کردن عشق از درد زیاد - پیش بزرگ مجلس شعر وبا - یه هزاره و هزار امید شفا - باد مقدس یه مرجع دینی - بحران لواط و شهوت زنا - توی اتاق به وسعت یک مستراح - یه خلو و خلاءخلسه فکر خدا - زندگی فارغ از معنی - زندگی فقط یعنی - مثل یه مهره بازی کرده شدن - تنها مثل مرده راه رفتن - بوی بد جوراب یه دختر قاعده - مشت یه تصویر تو صورت آینه - شکوندن سی دی صدای فرهاد - نفرت از عکس و صدای هایده - تف روی شعر شاملو از غیظ تو تامل تکرار یاد خاطره - نبض فکر فلجی که به تو تابیده - چشم کور حس خری که خوابیده - از رنگ و هندسه از پیکاسو - تنها گم مثل آیدین آقداشلو - تکرار یه ملودیهای طناب دار - یه غزل از عشق تو قافیه خیال - اوج لذت جنسی من و یه گاو - ترجمه ی تخم به اینگلیسی لاف - یه سرزمین امن واسه مردن - توی تلخی گذشته سر خوردن - شکل یه رپر معترض مضحک - گم توی مای خیالی خالی از من - کاشف عنصر درد و انفجار - آخر یه رمانم شد انتحار -
نظر
05:29, پنجشنبه 1 دي 1390
.. ارسال شده توسط ناشناس (
سايت -
ايميل)
ببین عزیزم اول خودت برو دقیق گوش کن بعد متنشو بزار بهرحال از شجاعت و بیپرواییت برا گذاشتن این متن ممنونم! خیلیها از ترس آهنگهای شاهینو تو بلاگشون نمیذارن حالا من برات متن صحیحشو میذارم :زنی که تو بهت و ترس منو زائید - مردی که پدر بود و مرده می دید - هفت سالگی رهامو توی لجن - سیگار داغ و پشت دست و زدن - مثل عورت چروکیده ی ننه - توی حس جر خوردن و له شدن - حالت خلط صبح اول طلوع - چندش از 100 تومنی عیدی عمو - تف تو لیوان آب دبیر دینی - صبح چایی شیرین خالی و شب سیب زمینی - شرمه که کرز از پای برادرم (اینجا رو خودمم نفهمیدم!)- نگاه شکسته ی عینک خواهرم - حسرت فوت شمع کیک تولد - خارش خشتک از روی تعمد - عقده ی ریش و سیبیل و تیغ ژلت - حس ژانوارژان بودن واسه کوزت - خط شورت مانتو تنگ دهه هفتاد - سیخ کردن عشق از درد زیاد - پیش بزرگ مجلس شعر وبا - یه هزاره و هزار امید شفا - باد مقدس یه مرجع دینی - بحران لواط و شهوت زنا - توی اتاق به وسعت یک مستراح - یه خلو و خلاءخلسه فکر خدا - زندگی فارغ از معنی - زندگی فقط یعنی - مثل یه مهره بازی کرده شدن - تنها مثل مرده راه رفتن - بوی بد جوراب یه دختر قاعده - مشت یه تصویر تو صورت آینه - شکوندن سی دی صدای فرهاد - نفرت از عکس و صدای هایده - تف روی شعر شاملو از غیظ تو تامل تکرار یاد خاطره - نبض فکر فلجی که به تو تابیده - چشم کور حس خری که خوابیده - از رنگ و هندسه از پیکاسو - تنها گم مثل آیدین آقداشلو - تکرار یه ملودیهای طناب دار - یه غزل از عشق تو قافیه خیال - اوج لذت جنسی من و یه گاو - ترجمه ی تخم به اینگلیسی لاف - یه سرزمین امن واسه مردن - توی تلخی گذشته سر خوردن - شکل یه رپر معترض مضحک - گم توی مای خیالی خالی از من - کاشف عنصر درد و انفجار - آخر یه رمانم شد انتحار -
نظر
12:49, جمعه 16 دي 1390
.. ارسال شده توسط محمود (
سايت -
ايميل)
درود
زنده باشيد که سهمی در بياری حقيقت داريد.
بدرود
نظر
01:08, جمعه 16 دي 1390
.. ارسال شده توسط محمود (
سايت -
ايميل)
درود
زنده باشيد که سهمی در بياری حقيقت داريد.
بدرود